به نام خدا
ظهر رفتم بیمارستان و خسرو چشم دیگرش را هم عمل کرد ودر فرصتی که در اتاق عمل بود و کارهای بعد از عمل سری به شاهین زدم در آن حوالی واحوال پرسی کردم و گپ وگفت وبعد از عمل هم خسرو را خانه آوردم که گویی پس از ناهار راحت نبود و رفت، چند بار تماس گرفتم که خانه اش رسیده باشد- پیگیر نامه هایی از دارایی شدم که هنوز امضا نشده بود-برای کارهای معوق یکی از دوستان با دوستی تماس واز ایشان خواستم پیگیری کند وبا هم متصل شدند وامیدوارم راهی بیابند- امین طایر ووسایل موتور خودش را خریده بود و قیمت ها سرسام آور بود- عصر پست رفتم هزینه صندوق را بدهم چندین برابر پارسال و تازه علی الحساب پرداخت کردم- سینا از وضع جنگ و آینده پرسید که سوال خودم هم هست و معلوم نیست چه خواهد شد؟- بستگان آرش مدارک را فرستاد وموضوعی خانوادگی است ونمیدانم چه باید کرد؟ حال او را هم درک میکنم- امیری از خراب شدن گوشت های خود برای خرابی یخچال وتعمیر ماشین گفت و هزینه های بسیار دراین روزها- حاذقی احوال پرسی و در مورد پرونده ها مشورت کردیم- حسین اطلاع داد برای نهایی کردن شعبه عمان به آن کشور رفته گفتم از فرصت اینترنت استفاده کند وگوشی خودش وبرنامه هایش را آبدیت کند!- تورج چند بار تماس ومشورت هایی حقوقی داشت-در مسیرم امروز با ماشین سهواً به آینه یک ماشین زدم وکمی خسارت دید، صاحب آن نبود یک یادداشت گذاشتم وشماره وبا عذرخواهی که به من زنگ بزند تا آخر شب زنگ نزد- ناعم احوال پرسی کرد- احوال پرس فرید شدم هنوز از بیمارستان مرخص نشده و کمی درد داشت- مسعود تماس وگفت مدتی است وارد ملک شده ودر یک بنگاه کار میکند وخواست سری به او بزنم وبرایش برکات آرزو کردم- ساکی تماس و مشورتی برای یکی از بستگانش داشت- صادقی تماس وگفت چند ماه دیگر بازنشست میشود وبرای جمع آوری سوابق وتشویق های خودش مشورت کرد- بایکی از دوستان برای ملک مشورت کردم- جابر احوال پرسی کرد تشکر کردم- احوال پرس نظری شدم که شکر خدا خوب بود خبری از او نداشتم نگران شدم- لطفی مشورتی برای موضوعی خلاف بین شرع داشت- سروش گفت اینترنت پرو را نگرفته و رد کرده چون امتیاز آن را اخلاقی نمیداند- جعفر همسایه مان گفت هنوز خبری از حل مشکل او با شرکت فولاد نشده است- تلفنی با آرمین وپدرش صحبت کردم.زمان هم پاک نمی کند
به نام خدا
ظهر رفتم بیمارستان و خسرو چشم دیگرش را هم عمل کرد ودر فرصتی که در اتاق عمل بود و کارهای بعد از عمل سری به شاهین زدم در آن حوالی واحوال پرسی کردم و گپ وگفت وبعد از عمل هم خسرو را خانه آوردم که گویی پس از ناهار راحت نبود و رفت، چند بار تماس گرفتم که خانه اش رسیده باشد- پیگیر نامه هایی از دارایی شدم که هنوز امضا نشده بود-برای کارهای معوق یکی از دوستان با دوستی تماس واز ایشان خواستم پیگیری کند وبا هم متصل شدند وامیدوارم راهی بیابند- امین طایر ووسایل موتور خودش را خریده بود و قیمت ها سرسام آور بود- عصر پست رفتم هزینه صندوق را بدهم چندین برابر پارسال و تازه علی الحساب پرداخت کردم- سینا از وضع جنگ و آینده پرسید که سوال خودم هم هست و معلوم نیست چه خواهد شد؟- بستگان آرش مدارک را فرستاد وموضوعی خانوادگی است ونمیدانم چه باید کرد؟ حال او را هم درک میکنم- امیری از خراب شدن گوشت های خود برای خرابی یخچال وتعمیر ماشین گفت و هزینه های بسیار دراین روزها- حاذقی احوال پرسی و در مورد پرونده ها مشورت کردیم- حسین اطلاع داد برای نهایی کردن شعبه عمان به آن کشور رفته گفتم از فرصت اینترنت استفاده کند وگوشی خودش وبرنامه هایش را آبدیت کند!- تورج چند بار تماس ومشورت هایی حقوقی داشت-در مسیرم امروز با ماشین سهواً به آینه یک ماشین زدم وکمی خسارت دید، صاحب آن نبود یک یادداشت گذاشتم وشماره وبا عذرخواهی که به من زنگ بزند تا آخر شب زنگ نزد- ناعم احوال پرسی کرد- احوال پرس فرید شدم هنوز از بیمارستان مرخص نشده و کمی درد داشت- مسعود تماس وگفت مدتی است وارد ملک شده ودر یک بنگاه کار میکند وخواست سری به او بزنم وبرایش برکات آرزو کردم- ساکی تماس و مشورتی برای یکی از بستگانش داشت- صادقی تماس وگفت چند ماه دیگر بازنشست میشود وبرای جمع آوری سوابق وتشویق های خودش مشورت کرد- بایکی از دوستان برای ملک مشورت کردم- جابر احوال پرسی کرد تشکر کردم- احوال پرس نظری شدم که شکر خدا خوب بود خبری از او نداشتم نگران شدم- لطفی مشورتی برای موضوعی خلاف بین شرع داشت- سروش گفت اینترنت پرو را نگرفته و رد کرده چون امتیاز آن را اخلاقی نمیداند- جعفر همسایه مان گفت هنوز خبری از حل مشکل او با شرکت فولاد نشده است- تلفنی با آرمین وپدرش صحبت کردم.