به نام خدا

فعلا که گفتند رییس جمهور آمریکا آتش بس اعلام کرده ولی مطالبی انتشار میدهد عجیب وغریب، مشخص است اطلاعات او بسیار مخدوش است از جمله در مورد صدور حکم اعدام برای چند خانم وبعد اعلام کرد ایران از اجرای حکم منصرف شده و حداکثر یک ماه به آنان حبس میدهد!! به گونه ای که قوه قضاییه اطلاعیه داد و بسیاری دیگر مطالب او را هم با این اطلاعات خام زیر سوال بردند، عالی ترین مقام سیاسی ونظامی یک کشور بزرگ واین مطالب عجیب واقعا نوبر است- برای پیگیری دادخواست حسین دادگاه رفتم وهنوز ارجاع نشده بود وکارشناس پرونده را هم در دادگاه دیدم که مرد بسیار دقیق وشریفی است واز پرونده پرسید واحوال پرسی کردیم وظهر هم همسر حسین زنگ زد و از تشدید سرفه هایش گفت و دکتر معین را پیدا نکردم ولی به او پیام دادم که تا آخر شب جواب نداد واو را برای سیتی اسکن بیمارستان بردند تا دکتر شنبه ببیند، آرزوی شفای عاجل دارم- دادسرا رفتم هنوز پرونده از دادستان اعاده نشده بود، یکی از همشهری ها را هم که دنبال پرونده خودش هست دیدم که از رفتار بازپرس ناراحت بود برای صدور قرار منع تعقیب یا موقوفی تعقیب برای متهمشان که گویا دادستان ایراداتی هم گرفته به این قرار، وکلای محسن برای ادامه مطالعه پرونده به بازپرسی نرفته بودند وبازپرس مطالبی از وکلا گفت، جالب بود والبته نحوه رفتار آنان ولی پرونده را بخوانند خوب است حداقل از این نظر که متوجه میشوند خیلی به آنها حقیقت را نگفته اند یا آنی نیست که روایت میکنند- آرایشگاه رفتم که پسر جوان خوبی است در همان حوالی دادسرا ویک رستوران غذای خانگی هم دیدم که بسیار جالب وخوشمزه وقیمت مناسب بود که باید بیشتر رفت، عمران هم آمده بود و تعریف کرد از آن؛ از بیماری کلیوی دوستش گفت و مشکلات او که متاثر شدم وبرای کار خودش هم کسی را به عنوان کفیل معرفی کرده ‌که امیدوارم کلا حل شود، در مسیرهم یک وانتی پرتقال های عالی با قیمت مناسب میفروخت که خریدیم- آمین را بردم برای لباس نظامی اش کمر بند کوچک کردم و همچنین با لباس نظامی اش نزد گشت های انتظامی و راهور با آنها احوال پرسی کرد؛ بسیار ذوق کرد وآنها هم بسیار خوشحال شدند- شب ربیعی آمد احوال پرسی و سری زد و از کارهایش گفت که معطل مانده- امیری شکایت از دو دندان پزشک داشت که به دادسرای جرائم پزشکی ارجاع شد وتلفنی هم با آمین صحبت کرد- احوال پرس برادرم وخواهرها ومادرم جداگانه شدیم وتلفنی صحبت کردیم- شکوهمند تلفنی از عدم پیدا شدن نامه شهریار گفت که گفتم با صادر کننده نامه تماس بگیرد وپیگیری کند- مازیار هم پیامکی احوال پرسی کرد زنگ زد من روی موتور بودم ومن زنگ زدم او جواب نداد ونشد صحبت کنیم- سالگرد مرحوم حاجی بشیری است که یادش را گرامی میدارم وبه پسرانش هم پیام دادم- طوبی احوال پرسم بود که تشکر کردم- اریک پیام داد احوال پرسی کرد تشکر کردم- سروش آخر شب برای اینترنت پرو وگستره ی آن و پیام که برای پدرش آمده گفت و گفت داماد وخواهرش هم فعال کرده اند.