روز در سفر
به نام خدا
صبح خواستم از مسیرهای دیگری که مدنظرم بود بروم وجاهایی را ببینم پس از صبحانه ودم ظهر حرکت کردم ابتدا به روستایی رفتم که پدر وخانواده خسرو بودندو فاتحه ای خواندم وبه او هم که در بیمارستان بود زنگ زدم خوشحال شد و بعد هم به امامزاده ای رفتم وبر سر مزار شهید شیرودی رفتم وفاتحه خواندم وجالب اینکه اتفاقی به شیرود رفتم واتفاقی بر سر مزار شهید شیرودی رفتم وبعد متوجه شدم سالگرد شهادت اوست؛ رضوان الله تعالی علیه- در یکی از شهرها هم به مغازه خانم مهندس رفتم وملیکا بود وبعد خودش ونوه اش آمدند از دیدنشان خوشحال شدم و کادویی هم دادم وراه افتادم به ادامه مسیر و سری هم در یکی از شهرها به شیخی زدم وناهار میهمان او بودم وبسیار خوشحال شدم از دیدن او واز میهمان نوازی اش هم متشکرم و نمک آبرود هم تا الان نرفته بودم مانند شهرهای دیگری که ندیده بودم وفرصت نکرده بودم بروم و تا بالا رفتیم وخیلی جالب بود وزیبا وبرگشتیم و آخر شب هم برگشتم ورسیدیم؛ چون تا الان ندیده بودم جالب بود برایم وروحیه ام عوض شد، میخواستم از مسیر نور وآمل هم بیایم وآن مسیر را هم ببینم که نشد واز همان مسیر که رفته بودم برگشتم وشب دیدم در چندین راه اتوبان هم ایست بازرسی بود وزیاد بود؛ عجیب بود-یکی از دوستان هم دادنامه ای فرستاد ومشورت کرد- الیاس گفت کارش انجام شده ومیرود و هفته بعد می ِآید- خسرو خیلی خوشحال شد که سر مزار پدرش وخانواده اش رفته بودم وهمچنین شهید شیرودی- امروز شنیدم بالاخره کیفرخواست اصلاحی برای پرونده ما صادر شده که امیدوارم فردا بروم دادسرا و تعیین تکلیف شود- فاطی برای قبض تلفن و اخطار آن تماس گرفت واحوال پرسی هم- سروش احوال پرسی وبرای اینترنت پرو مجددا مشورت کرد و فیلتر شکن- حسین تماس گرفت وبرای قرار داد وتمدید آن مشورت کرد وگفتم دادخواست هم داده شده وامیدوارم زود ارجاع شود وبا حاذقی هم مشورت کند- نیرومندی اطلاع داد مادرش فوت کرده تسلیت گفتم وبه دوستان هم اطلاع دادم- رضا مش عوضی احوال پرسی کرد ونگران اوضاع جنگ بود- وکیل محترم در مورد سیم کارت وپرونده آن گفت-الی احوال پرسی کرد و بیمار بوده که احوال پرسی کردم- مودب حرم رضوی بود ویاد پدر و برادرم که زیارت قبولی گفتم- حسن گفت اخطاریه آمده برای ادامه تبعید اگر صحیح باشد باید برود- امیری گفت یک ماه ونیم دیگر وقت کمیسیون است که مشورت کرد- علیان احوال پرسی کرد- اریک هم مجددا تصویری صحبت کرد که نگران من بود تشکر کردم.