بعد از سفر
به نام خدا
دادسرا رفتم و کیفرخواست آماده بود وپرونده در حال برگ شماری بود وقرار شد فردا بفرستند دادگاه، خودم هم سعی میکنم بروم که ان شاالله زودتر ارسال شود ولی اینکه رسیدگی میشود بالاخره یا باز با رفع نقص اعاده میشود؟ نمیدانم، سوال کردم وکلای محسن هم برای ادامه مطالعه پرونده نرفته بودند و زندان هم که گویا برای ملاقات وی نرفته اند! خیر است ان شاالله- عصر حکم دادگاه تجدید نظر محمد آمد که رای دادگاه بدوی را برای افتراهایی که زده بود تایید کرده است وبه نحوه دفاع وکیل ایشان در جلسه دادرسی بدوی و استدلال های جالب و بلاوجه او تاکید کرده است- پرونده دادخواست حسین هم به شعبه دادگاه ارجاع شده و باید دید چه تصمیمی بدوا اتخاذ می کند؟ با یکی از دوستان وکیل و وکیل او و حاذقی هم در این ارتباط مشورت جداگانه کردم- پیگیر پرونده گزارش فرار مالیاتی هم شدم که هنوز هم پاسخی نداده اند و قرار شد پیگیری کنند مجددا، از پرونده قضایی هم هنوز خبری ندارم بازپرس چه تصمیمی در این بخش پرونده گرفته اند؟- مغازه نقل ونبات مجاور مسجدی که کفش هایم را دفعه قبل سرقت کردند رفتم ابتدا به مسجد سرپولک رفتم که اشتباه گفته بودند والبته خوب شد که آن مسجد قدیمی را هم دیدم والبته شبستان آن بسته بود و تلفنی هم با طوسی صحبت کردم که بچه آن محل است؛ خرید کردم بسیار مهربان وعالی و فروشنده ها هم جوانان بسیار محترم وتبریزی بودند وشیرینی هم از همان حوالی خریدم قیمت تفاوت زیادی با حوالی ما داشت- در مسیرم کتابفروشی ابوترابی هم رفتم روبروی مسجد فخر الدوله که قدیمی وکتاب های جالب وپرخاطره ای داشت، حیف که نسل جدید هم برای گرانی وهم موارد دیگر توجه چندانی به کتاب ندارد، خودشان هم پیر مرد محترمی بودند- امید از وضعیت اینترنت پرو وبازار سیاه ایجاد شده گفت که البته در اخبار دیدم رییس قوه قضاییه دستور رسیدگی به این وضعیت را صادر کرده است وباید دید چه خواهد شد؟- الیاس احوال پرسی واز کارهایش ودیدن یک شخصی و بیماری ای که برای فرزندش پیش آمده گفت ومعجزه وار نجات وشفا یافته- خسرو احوال پرسی کردو گفتم بیاید سری بزند که قرار شد فردا بیاید اگر بیاید- شعرباف وناعم وعلیان هم جداگانه احوال پرسی کردند- دوستانی گفتند فردا برای مراسم مادر نیرومندی خواهند رفت وخواستند با هم برویم- دوست فروردین پیام داد وخواسته اش از زندان برای بازپرسی را گفت که گفتم لایحه بدهد بهتر است- میثم از لینک پرداخت اینترنت پرو برای خودش گفت و مشورت کرد، گفتم خودم هم ندارم بدانم داستان چیست؟- ابوالفضل از احضاریه دادگاه برای سارقان گوشی همسرش برای انجام تحقیقات گفت که مایل نبود دنبال کند و حوصله نداشت ومشورت کرد دنبال نکند و شب هم عکس هایی از مزار سلطانی فرستاد که شلوغ بود نمیدانم چه مناسبتی است؟- با سیامک احوال پرسی کردم و بیمار بود وگفت کارخانه را فروخته و میخواهد خانه بخرد ودنبال تسویه مالیاتی هم بود- آمین هم کلاس هایش رفته بود ومن نمیدانم در این شرایط چگونه کلاس های حضوری برگزار میشود؟-شب ولادت باسعادت حضرت امام رضا علیه السلام هم هست که به همه ارادتمندان و شیعیان تبریک عرض میکنم.