جمعه در سفر نیم روزی
به نام خدا
در شب روز ملی معلم به معلمان واساتید گرانقدری که میشناختم پیامک تبریک روز معلم گفتم واز اینکه در همه اقشار مختلف قدر این جامعه نخبه آن چنان وباید دانسته نمی شود و اکثریت این عزیزان در کوچه پس کوچه های زندگی خسته وفرسوده میشوند بسیار ناراحتم؛ خداقوت میگویم و سلامت وآرامش وبرکات برای فرد فرد آنان خواهانم-ظهر قصد کردم آمین را ببرم نمک آبرود وتله کابین و وقتی به او گفتم وآماده شد تازه یادم آمد که امروز جمعه است وممکن است مسیر شلوغ وترافیک باشد! بهرحال رفتیم و رفت کمتر اما برگشت ترافیک شدید بود وآخر شب آمدیم، خط دیگری از تله کابین رفتم که گویا خط قبلی روزهای تعطیل بسته است این هم خوب بود اما شلوغ بود بالا وخط یک بنظرم محیط بِکر تری داشت وقایق سواری در دریا وبعد هم رستوران وخرید وتونل های زیاد در مسیر جذابیت های زیادی برای او داشت وخیلی خوشحال و مشعوف شد، به بچه های دیگر هم گفتم اما نیامدند در برگشت مشکلات جاده در شهر را که مرتبا هم می بینم به مرکز ۱۳۷ شهرداری زنگ زدم گفتم- آرش تماس و گوشی را به یکی از بستگانش داد ومشورت کرد، متاثر شدم برای شرایط خانوادگی-حسن زنگ زد گفت فردا میرود برای اجرای تبعید مجددا که احضار شده بوده- صبری احوال پرسی کرد- فرید تماس واز مشکلی در دادگستری گفت که من متوجه نشدم دقیقا چه میخواهد؟ گفت فردا میخواهد عمل کند- برای پرونده حسین با دوتن از وکلا مشورت کردم- فروردین هم از کارهایش گفت تلفنی ومشورت برای اعاده دادرسی اش- جواد وضعیت گذاشته بود که یکی از همکارانش در صنف فوت کرده تسلیت وآرزوی سلامت برایش کردم.