اردیبهشت انتظار
به نام خدا
احوال خانم مهندس را پرسیدم که شکر خدا خوب بود وهنوز مجال نیافته ام سری به او بزنم- تولد نگار را تبریک گفتم که خوشحال شد و تولد یکی از دوستان هم هست فردا که مدتی هم بود از وی خبری نداشتم وپیام داد واحوال پرسی کردم وتولدش را هم تبریک گفتم- شاهین مشورت برای کارهایش کرد که دارد پیگیری میکند- فروردین پیام داد که بالاخره گویا دچار مشکل شده، و نتوانستم با او صحبت کنم زیرا گوشی موبایل او خاموش بود بقدری متوجه نشدم چه میگوید و صحبت نکرد دقیق تا اینگونه شد ومتاثر شدم واقعا- یکی از دوستان موضوعی را گفت از همین موضوعات سرکاری وکلاهبرداری که اصرار داشت صحت دارد وبررسی کردم دروغ است وموضوع حافظ هم کاملا دروغ بود که مشخص هم بود وبه او تلفنی گفتم ناراحت شد چون بسیار امیدوار بود- یکی از دوستانم با نگرانی از اتفاقی که یکی از دوستانش با خانواده اش نموده تعریف کرد و متاثر شدم وگفتم باید دید دادگاه ومجاری قانونی چه میکنند؟ با مواردی که تعریف کرد برایم سوالاتی هم البته پیش آمد- یکی از دوستان کارهایش را پیگیری کرده وملاقات هایی هم داشته وامیدوارم به نحو صحیح پیگیری شود واز مرجع قانونی درست- ناعم احوال پرسی کرد- یکی از دوستان هم که خبری از او نبود تماس گرفتم بیمار بود واحوال پرسی کردم- منظم تلفنی پیگیر دادخواست شد که پیامکی نرسیده؛ گفتم برای همین قطعی سامانه است حتما والبته پرونده دیگری را پس از چند روز دیدم ارجاع شده و پرونده امید هم هنوز ارجاع نشده است- بابک دوستم هم پس از مدتی تماس واز بیکاری و بی مشتری بودن آژانس خودش گفت ومشورت کرد- امیری کمیسیون پزشکی قانونی رفته بود برای شکایت خودش که قرار شد اسناد را برای کمیسیون بفرستند- رحمتی برای تهیه متن تشکر از بیمارستان محل بستری برادرش مشورت کرد که نوشتم برایش و احوال پرسی هم کرد- به ابوالفضل نوشتم مزار حسین املتی را پیدا کند وفاتحه ای هم از جانب من لطفا بخواند- عمران گفت در محدوده میدان فردوسی ساختمانی را در حال تجهیز اند برای دادگاه عمومی گفتم احتمالا برای مجتمع کارکنان ودادسرای انتظامی است که بمباران شده بود- ذبیح گفت خدا به او پسری عطا کرده که ۲۶ اسفند به دنیا آمده ومشمول طرح کمک هزینه تولدها از اول فروردین ۱۴۰۵ نمیشود و۴ روز کم است گفتم عین قانون است وحتی اگر ۲۹ اسفند هم باشد نمیشود- عوارض سالیانه ماشین ها را دادم گفتم کمکی بسیار ناچیز به شهرداری باشد در این دوران- یکی از دوستان از مکاتبه ای که شده وبرایش عجیب بود سوال کرد ومشورت- یکی از دوستان هم برای پسرش که تعدیل شده بود مشورت کرد وان شاالله حل شود- یکی از شکات پرونده هم از روند پرونده واینکه چرا وکلای محسن به دیدن او نمی روند؟ گفت؛ گفتم وکیل دومی نامه گرفته برود وهنوز دیر نشده و مهم اثبات دروغگویی بود وادعاها که حاصل شد.