5 قدم تا مردادماه
به نام خدا
سهام تماس واطلاع داد بدهی داشته واز ایران فعلا رفته؛ عجیب بود این رفتارش- زیبایی از عدم نتیجه گیری از دکتر جدید گفت دیگر چه به او بگویم؟- دکتر سیاوش احوال پرسی کرد وبنا شد اگر وقت شد اورا ببینم- بنا زاده از مراجعه به پزشکی قانونی ومعرفی به دوپزشک در بیمارستان گفت- سری به احمد آبادی زدم و نهار میهمانشان بودم آبگوشت درست کرده بود وبقدری سنگین بود که تقریبا بعدش خواب آلود شدم با اینکه دمنوش نعناع خوردم- امید وامین از ارجاع شکایت خودشان به دادگاه تجدید نظر دیوان عدالت گفتند وبه همان شعبه ای ارجاع شده که شکایت شهره هم مطرح است- سروش تماس واحوال پرسی کرد وبرای آمدن به اینجا مشورت کرد- ارمیا خبر از صدور قرار منع تعقیب برای همسرش توسط بازپرس گفت؛ خوشحال شدم- بیمه تکمیلی جامع برای آرمین یک ساله انجام شد- در مسیر رضا وحدت ساندویچ فروش را جلوی مترو دیدم واحوال پرسی کردم- اردشیر تماس ونگران عدم پاسخ خاله ومیلاد بود که بعد مطلع شد وشدم که ترکیه اند- تاجری درمورد ارسال لایحه به اجرای احکام برای تخفیف مجازات مشورت کرد- همسر شهرام هم تلفنی از پیگیری هایش در شرکت برای سوابق شهرام گفت که بنا شده محاسبه وفروض مختلف را بررسی کنند- خواستم سری به خجسته در کتابفروشی اش بزنم که گفت از آن جا رفته وجای دیگری مشغول شده؛ متاثر شدم که قدر او را ندانسته اند وخواستم سری بزنم که نشد- امیری از صبح درگیر پلیس وبنگاه وکارهای دیگر بود؛ چند بار تماس گرفت واسترس واضطراب اورا می بینم وندانم کاری او متاثر میشوم- مادر وخواهرم شب آمدند ورفتم از فرودگاه آوردم تا فردا پیگیری درمان کنند ودر مسیر هم سری به رضوی زدم ونمونه ساعتی برای فروش گذاشته بود که امین هم گفت خودت بروی ببینی خوشت نمی آید وخوشم هم نیامد واحوال پرسی کردیم- لنت تهیه شد وبنا شد فردا عمران فردا بگیرد وانجام دهد که آخر شب حالش مساعد نبود وگفت اگر بهتر شدم می آیم- یاد حسام فرزند عباس دوستم را گرامی داشتم وبرایش پیامکی هم فرستادم وتولد ترکمن را هم تبریک گفتم.