چهارشنبه ی تیرماهی
به نام خدا
آمین امروز قدری شیطان تر شده وکمی خوابید ولی آخر شب تا دم دمای صبح با من بیدار بود وکارها ونوشته های مرا رصد میکرد و بازیگوشی هم- واعظ نیمه شب پیام وسپس تماس گرفت واز تردد کامیون در خیابان مجاور منزل شکایت داشت وبا پلیس ۱۱۰ تماس گرفته بود واز عدم توجه لازم ناراحت- فوت آقای ر. اعتمادی که در مطبوعات از او زیاد خوانده بودم متاثرم کرد میگویند در تیرماه مرگ ها نزدیک تر است واکنون نمونه هایی را می بینم؛ رضوان خدا بر آنان باد- برای یاوری سوال از دوستان کردم وپاسخ گرفتم وبرایش فرستادم- تاجری از وصول پرونده به اجرای احکام گفت که گفتم مراتب رضایت شکات را برای اجرای احکام بفرستد- عمران دادخواست تعدیل اقساط را فرستاده بود واز افزایش چند برابری هزینه اوراق دفاتر خدمات قضایی گفت- با حسین برای سند برای محسن مشورت کردم وگفت باشد؛ البته اگر مجددا منصرف نشود طبق معمول اما بسیار دلشوره سند مردم را دارم با اینکه محسن بسیار به کاری که میکند اطمینان دارد وبرای ضمانت از طریق سیم کارت به جایی نرسید- وکیل محترم برادر جفری؛ از ارجاع مجدد وثبت پرونده برادر جفری در بازپرسی گفت ودر بازپرسی دیگری هم هنوز کارشناس نظر نداده؛ در جریان جزییات نبودم ودخالتی هم نکردم- جعفری دوست جوانم استاتوسی از نمونه چرم با برند مشهوری الهام گرفته از دمپایی پلاستیکی قدیمی به اشتراک گذاشته بود وجالب بود ومن هم بازنشر کردم امروز فاضل نمونه قدیمی آن را که هنوز در منزل دارند عکس فرستاد جالب بود برای دوستان گذاشتم به اشتراک؛- آقاپور مشورتی داشت در مورد پلاک یک ماشین که من اطلاع نداشتم وآشنایی هم؛ ضمن اینکه نمیوانستم اصولا در پی چیست؟- تامین اجتماعی مجدد تماس وبرای نحوه ثبت درخواست های شهرام در دفاتر اسناد پزشکی گفت وراهنمایی کرد؛ تشکر کردم- جعفر گفت نامه اجرای احکام را به حقوقی شرکت تحویل داده وامیدوار نبود حل میشود؛ گفتم اگر اجرا نشد باید از طریق اجرای ثبت به دادسرا شکایت کیفری کند- داریوش پسر مرحوم محمد طاهر تماس وکلی احوال پرسی کرد وهنوز در همان رستوران است ومجال نیافته ام دوباره بروم سری بزنم ودعوت کردم سری بزند به ما که گفت خیلی مرخصی ندارد- سری به منصوری زدم وسیم کارت شارژر خریدم ولی آخر شب متوجه شدم احتمالا خود سری شارژر اشکال دارد گویا- ناهید تلفنی از ثبت اجاره نامه شان گفت که علی هم فرستاد وراهنمایی کردم برای ثبت آن در سامانه وام و نهضت مسکن- حاذقی از صدور حکم نظارت بازپرس گفت و متاسف شدم که مدتی قبل به او گفتم جدی بگیرد اما متاسفانه جدی نگرفت و بهر حال بعید میدانم به اعتراض او توجه چندانی بشود؛ چه باید بگویم؟- سری به خانم مهندس زدم پس از مدتهای مدید و از مشکلات ودور زدن های متعدد خودشان گفت وامیدوارم که مشکلات آنان حل شود.