برکات شب عرفه
به نام خدا
فردا روز عرفه است؛ برای همه مسلمانان خاصه عزیزانم وخودم سلامت وعاقبت به خیری و دعای خیر و استجابت دعا از خدای بزرگ طلب میکنم- امروز خیلی خوشحال شدم که پیگیری ام به نتیجه رسید وموضوعی حل شد وهمزمان یکی از منسوبینم هم تماس و پیام داد که او هم حل شده؛ خوشحال تر شدم؛ به آرمان گفته بودم شیرینی به او میدهم دادم وبه یکی از منسوبینم هم؛ با اصرار به نصیر هم گفته بودم پیتزا میدهم که معادلش را فرستادم خوشحال شد- یک گوشی آیفون داشتم که چندان استفاده نمیکردم ودر ذهنم بود به امین بدهم که گوشی اش را سرقت کرده بودند؛ دادم؛ خوشحال شد؛ میخواستم یک مدل بالاتر هم به او بدهم که آن را هم داشتم خودش نخواست- نذری داشتم که به میلاد گفتم وگوسفندی ذبح کرد و گوشت ها را برای مادر وخواهرم رساند که توزیع کنند-فریده تماس واطلاع داد چند روزی است آمده اند وامیدوارم مجال شود بروم سری بزنم و یا دعوتشان کنم- مرجان دختر استاد حسن از پیگیری ثبت نام مسکن مهر گفت که پاسخ دقیقی به او نداده بودند وتوصیه کردم به بازرسی وزارت راه شکایت کند- امیری همچنان پیگیر زمین وحواشی پس از خرید است که بنا شده بخشداری برود- داماد حسین هم اطلاع داد تماس گرفته وگفته اند مشکل حل شده اما کمی زمان بر است تا سوابق ارسال شود- علی ثبتی در مورد موضوعی در شورای حل اختلاف مشورت کرد برای اجاره وروابط موجر ومستاجر وتخلیه- جعفری دوست جوانم هم گفت نامه اش به نیروی انسانی نزاجا نرسیده وگفتم هفته بعد برود دنبال کند؛ بوروکراسی بیداد میکند گویا- تاجری عکس رضایت اخذ شده را فرستاد وخوشحالم اینها را رضایت گرفت و مانده یک نفر دیگر که امیدوارم آن هم حل شود- شهرام از بیمارستان مرخص شد ومنزل رفت؛ تلفنی صحبت کردم واحوال پرسی؛ بسیار لاغر شده بود؛ آمین هم نزد او بود ومادرش؛ آرزوی شفای عاجل دارم- اشرفی از عمل سرپایی همسرش گفت که احوال پرسی کردم وآرزوی شفای عاجل؛ حکم دادگاه را هم فرستاد که مجددا از تصرف عدوانی تبرئه شده اند؛ من نمیدانم چرا راه وشهرسازی بجای شکایت های مکرر تکلیف آنها را روشن نمیکند؟وتوافق هم- میهمان ها با قطار رفتند وخوشحال شدیم از دیدنشان وآشنایی که ندیده بودم قبلا آنها را؛ هدیه هم دادیم وجلال هم تماس وکلی تشکر کرد؛ پسرش هم هم سن آرمان وبسیار با استعداد اما بشدت در گوشی وفضای مجازی بود-سوسی اطلاع داد وام را گرفته وفردا برای من میفرستد- تولد ملکوتی را با تاخیر تبریک گفتم؛ خوشحال شد- رضوی نامه اش را فرستاد که به بانک فرستاده امیدوارم توجه شود-ساجدی برای نحوه واریز عوارض خروج گفت که راهنمایی کردم- از ایران پیگیر وضعیت پمپ بنزین شدم که گفت فعلا خبری نشده- احوال مددزاده وعمران را هم جداگانه پرسیدم- از پسر شیخی نتیجه انتشارات را سوال کردم که به نتیجه ای نرسیده بود وگفتم با تدین مشورت کن که کرد وبنا شد تصمیم بگیرد؛ احوال خواهر تدین را هم که بیمار بود پرسیدم وشکر خدا بهتر است؛ آرزوی شفای کامل دارم- تولد قربانی وشاکر را هم جداگانه تبریک گفتم؛ خوشحال شدند- آمین هم آمده بود ومیگفتم آرمان را بزن متوجه میشد میزد وبا هم سرگرم بودند؛ خوشحال بودند.