به نام خدا
شب تولد مادرم هست تولدش را تلفنی تبریک گفتم و کادو فرستادم زنگ زد تشکر کرد؛ آرزوی سلامتی وطول عمر با عزت برایش دارم- عصر میهمانان رسیدند که همسرم رفته واز فرودگاه آورده بود؛ جالب بود که مواجه با قطع دسترسی به دنیای خارج شده و دنبال نصب فیلتر شکن برای آنها بودیم!! تلخ بود البته؛ به فروشگاه سید مهدی و ساندویچ ژوزف مجاور او رفتیم وآب دوغ خیار و آش و..وساندویچ هم خریدیم وآمدیم؛ میخواستم در بند هم ببرم که کمر درد شدید داشتم ونشد؛ خسرو هم آمد خرید کرد ورفت- محسن موضوع خودش را پیگیری کرد وبه توافق هایی هم گویا رسید قرار شد که قرارداد نهایی را چک کنم وقتی فرستاد- احوال دانشجو را پرسیدم که خبری از او نبود وشکر خدا مشکلی نبود- دونفر از دوستان برای کارهایشان جداگامه تلفنی مشورت کردند - به دیراوی پیام دادم ببینم بالاخره انتقال پسرش چه شد که گفت همان جزیره پیش خودشان است و خوشحال شد که پیام داده ام زیرا گوشی اش خراب شده و شماره ام را گم کرده بود- تاجری از تفاهم با دو شاکی خودش گفت که به من هم زنگ زد ومشورت کرد؛ امیدوارم رضایت بعدی را هم بگیرد وحل شود- مدتی بود تلفن خانه مان قطع بود که از مخابرات آمدند ودرست شد شکر خدا- یکی از منسوبینم دکتر رفت بالاخره و با تشخیص ایشان برای احتمال مشکل ژنتیک قرار شد مجددا آزمایشات را شنبه انجام دهند؛ متاسفانه بسیار نسبت به چکاب وانجام دوره ای آزمایشات مرتبا واهتمام به درمان خود سهل انگار است- امیری همچنان درگیر کار ومعامله خود است- از تامین اجتماعی سوال کردم آیا ممکن است که بشود آرمان را هم تحت پوشش برد که پاسخ مثبت بود و باید بیمه را برایش تکمیل کنم- احمد زاده زنگ زد واحوال پرسی واز کارهایش گفت؛ متاثر شدم که شنیدم خسارات تاخیر تادیه فراوان به او بار شده وحرف مرا گوش نکرد که سند آن موقع اولیه تهیه کند وفعلا خارج شود تا راهی برای پرداخت وجوه شکات بیابد وگفت اشتباه کرده؛ امیدوارم بنحوی خدا کمک کند رها شود ولو با اعسار به تقسیط- چند وقتی است مجلس ساعت اداری را عوض کرده وبسیار اوضاع کاری بهم ریخته وهربار یک برنامه جدید برای ترمیم آن بیان میشود وامروز هم یک نماینده مجلس در رسانه ها گفته بود در جلسه سران سه قوه گویا بنا شده موضوع به روال سابق برگردد؛ اوضاعی شده واقعا- نسیم دختر سید رضا از تعیین وقت رسیدگی برای شهریور ماه برای رسیدگی به اعاده دادرسی شان گفت؛ امیدوارم توجه کافی ووافی بشود- رضوی برای نامه اش به بانک که پیشنهاد همکاری داشته مشورت کرد ونامه اش را اصلاح کردم و ویرایش- پیام یکی از دوستان را که یک سال از قطعی ارتباط گذشت دیدم وخواندم؛ بالاخره متوجه نشدم منظور چیست؟ اینهم ناشی از فاصله دنیاهای ماست وکمی سواد من؛ خیر است ان شاالله- جعفری دوست جوانم اطلاع داد پیگیری نامه اش را کرده که هنوز نتیجه بخش نبوده ودنبال خواهد کرد- همسر ساجدی از پاس کاری شرکت برای نامه اش گفت؛ نوشتم من همان موقع چه کنید؟منتها به نظر خودتان عمل کردید و نوشته ام را مجددا یادآور شدم برایش؛ و طبق روال من هیچ اصراری به کسی نمیکنم؛ نامه را به دفتر مدیرعامل با تاخیر داد وامیدوارم نتیجه بخش باشد وگرنه باید اظهار نامه رسمی فرستاد- رحمتی پیگیر نامه دوستش به وزارت جهاد شد که نوشتم وقتی به من نتیجه نامه نگاری و ارسال یا عدم ارسال مدارکی که میخواستند را نگفته اند ونگفته اید از کجا بدانم چه شده؟!!!- به رحیمی پیام دادم نتیجه گزینش را بررسی کند واطلاع دهد فردا احتمال زیاد مشکل حل شده- زمانی علت نیامدن به فاتحه عموی حسن را گفت - شعبان زاده هم از تمدید مرخصی دوستش گفت که خوشحال شدم.