به نام خدا
امشب دیدم آمین بعد از ده گفتن مدتها به سراغ حاجی گفتن رفته؛ جالب بود بیان آن؛ اورا هم آوردم با امید وآرمان اندکی بازی کرد ومشغول او بودند واورا بردم دیگر خسته شده بود از بازی کردن- الی عکسی از بازار و نمایشگاه که رفته بود با مادرش فرستاد جالب بود- شعبان زاده از عدم پرداخت حق الوکاله توسط موکل لطفی گفت که به دکتر منتقل کردم؛ کمی هم متاثر شدم- مولایی اطلاع داد منصوری تعزیرات رفته و شعبه بدوی اورا به ده میلیون جزای نقدی وده روز بستن مغازه محکوم کرده وبعد به جزای نقدی راضی شده و او هم بدون اطلاع به من یا مشورت بدون تجدید نظر خواهی با استفاده از۲۰ درصد ارفاق قانونی ۸ میلیون پرداخت کرده وآمده؛ کلی دعوایش کردم که ترسیده وهول شده واین گونه عمل کرده- همسر ساجدی از پیگیری هایش گفت ورفتن مجدد شرکت اما بازهم نامه مدیرعامل را نداد من مانده ام در این مدت زمان اندک چگونه میخواهد کار را جلو ببرد؟به این شیوه؟- نسرین خزایی هم از پیگیری درخواست اعاده دادرسی اش گفت که هنوز رای نداده اند- احوال ملکوتی را پرسیدم که روستا رفته بود با برادرش- خسرو بالاخره اعتراض خودش را امروز ثبت کرد وامیدوارم دادگاه تجدیدنظر توجه کافی به اعتراض او وشرایط خاص او بکند- سوابق متصرف خانه پدری راهم پیدا کردم به وکلای محترم دادم برای پیگیری- حمیدی مشورتی داشت که راهنمایی کردم برای امور شهری و یکی یک خانم که ادعای کارآفرینی دارد- یکی از دوستان هم مشورتی در مورد مشکلات مسئولیت جدیدش داشت که راهنمایی کردم- امروزهم پیگیر کار محسن بودم که قرار شد فردا سری به پژمان بزند-رضوی هم که اخیرا با او آشنا شده ام برای یک قرارداد بانکی مشورت کرد که راهنمایی کردم.