به نام خدا
آرمان ارتودنسی رفت وبعد مطلع شدم آناهیتا هم با مادر بزرگش رفته بوده؛ فعلا که تا دوسال باید مراقب باشد تا درمان تکمیل شود- ایمان مادرش را نزد شوهر میعاد برده بود برای درمان وچک آپ وبسیار از او تعریف کرد وگفت میعاد هم بزودی برای بار دوم مادر میشود؛ تعجب کردم اصلا خبر نداشتم؛ به سلامتی؛ به میعاد وخاله هم پیام دادم- عمران گفت بنا دارد فردا برود ووسایل را از حسن پس بگیرد؛ حسن هم زنگ زد که آیا من هم با او میروم که گفتم نه واز تشدید اندازه سنجش دیابت مادرش گفت که گفتم حتما زودتر نزد دکتر متخصص بروند- شهرام تلفنی از پاسخ استعلام های بورسیه یاسان گفت ومشورت کرد؛ من بالاخره سر در نیاوردم چه باید کرد؟ضمن اینکه همه راه ها را هم رفته اند وبعد مشورت کرده اند- حسین هم تماس واز منفی بودن نتیجه کمیسیون عالی برای جانبازی اش گفت؛ خودش مسیری را رفته ومنتهی به بن بست رسیده؛ چه باید میکردم؟وچه توصیه ای داشتم؟- با علیرضا وآرمین هم جداگانه با آمین صحبت کردیم وآمین هم این روزها هم شلوغ شده وهم جذاب تر وشیرین تر شکر خدا؛ کمی گوش هایش را گاهی می گیرد که از مادرش خواستم حتما دکتر ببرد نگرانش هستم- برای درمان پزشکی دندان های آرمان دو سکه داشتم داده بودم بفروشد اما همان وقت نفروخت وامروز که سکه ارزان تر شده مادرش برای فروش اقدام کرد که پول کم می آورد وبالاخره فروختم و مقداری هم به آرمان برای درمان بدهکار شدم؛ این هم شانس خرید وفروش من- نور محمدی برای دیدنم مشورت کرد که قرار شد هماهنگی کنیم- هلالی که مشاور املاک است مشورتی حقوقی داشت که بنا شد برایش مشورت کنم- محمد اطلاع داد دوم تیر بنا دارند سالگرد درگذشت زن عمو را بگیرند که قرار شد به من نهایتا اطلاع دهند- فیلمی از مهرداد لهراسبی دیدم که سالها پیش در زندان بود و ساده وکمی هم احساساتی بود وسالهاست گویا آلمان است؛ متاثر شدم از دیدن او- زمانی موضوعی را از من خواست که این روزها بخصوص در توان من نبود؛ شب در فکرم بود مبادا تصور کرده باشد عمدا پاسخ منفی داده ام وتوضیح دادم که گفت چنین فکری نکرده- ساکی نامه اش را فرستاد که گفتم توجه وپیگیری اینگونه نکند با این شیوه نتیجه بخش نیست- خواهر تدین هم گویا حالش مساعد نبود وپزشکان متعددی رفته؛ متاثر شدم وآرزوی شفای عاجل دارم- برای بیمه امین از محسن پرسیدم که گفت پس از ۳ ماه بیمه می کنند و تا آن وقت آزمایشی است ؛ چون اورا یکساله بیمه خویش فرما کرده ام ومیشود ۲ بیمه همزمان که باید یکی را در آن صورت باطل کند- حاج حسین اطلاع داد که کربلا میرود وزیارت قبولی گفتم ویکی از دوستان دیگر هم در حرم رضوی بود ونایب الزیاره ویاد من بود که تشکر کردم- با حسین در مورد امید واحتمال اختلاف حساب صحبت کردم که گفت مشکل خاصی نیست- لادن هم گفت برای همسرش درمانگاه چشم پزشکی هم رفته وپاسخ هم داده اند که نتایج را به کمیسیون عالی تحویل داده اند وامیدوارم نهایتا حل شود- رحمتی هم نامه شرکت دوستش را فرستاد تا بررسی کنم چه شده وبه کجا رسیده؟- شهرام هم از آجیل که برای شکیبا فرستاده بودم تشکرکرد.