و شروع خرداد ماهی دیگر
به نام خدا
تولد شهره را تبریک گفتم واولین نفر هم حضوری با آمین تبریک گفتیم خیلی خوشحال شد؛ تولد محمد پسر دوستم را تبریک گفتم وآرزوی موفقیت برایش کردم- سری به یکی از دوستان زدم که اصرار داشت مرا ببیند واز کارها وبرنامه های کار آفرینی اش گفت؛ از دیدنش خوشحال شدم- یکی از دوستان هم تماس واحوال پرسی کرد وبنا شد او را زیارت کنم در فرصت کوتاه ونزدیک- شایعاتی برای تعدد کارت کشیدن مالیاتی در فضای مجازی دیدم که سوالی از بانک مرکزی پرسیدم ببینم چه پاسخ خواهند داد؟ عجیب است این شایعات واین نوع خبر- ابوذر خواستم سری بزنم سرش شلوغ بود وجای دیگری رفتم نزدیک خانه وخوب هم بود این هم ولی کمی گران تر- سهام با حال نذار که به سختی صحبت میکرد تماس گرفت وبرایش برای ادامه درمان وmri گفتم به درمانگاه مسجد فرشته بتواند مراجعه کند که رو باز هست- خواهرم تماس واز مشکلات صدور حکم تخلیه گفت واینکه فکری باید بکند برای کارهایشان وخواست من با همسرش صحبت کنم که گفتم دخالت نکنم بهتر است- امینی تماس و در مورد پرونده پدرم وراه های پیگیری مشورت کردیم؛ قرار شد با قیم هم مشورت بیشتر شود- عمران احوال پرسی کرد وپیگیر درمان خود وهمسرش هست- حسین هم تلفنی احوال پرسی کرد که تشکر کردم از توجهش- واعظ پیگیری کار پسرش را کرد که من گفتم در آن زمینه اصلا هیچ آشنایی ندارم وتخصصی هم ندارم- سولماز برای کار شوهرش تماس ومشورت کرد که هیچ آشنایی ندارم وقرار شد برایش بررسی کنم- سیامک دوستم از کلاهی که بر سرش رفته گفت ودر حال شکایت به دادستان بود وعجیب بود کارهایش و با سهیلا هم تلفنی صحبت کردم و قرار شد خودش برود آنجا ببیند چه خبر است واقعا؟- یکی از دوستان هم در شهری که بودم تماس واز بازار آتی خودرو سوال کرد که تخصصی هم در این زمینه نداشتم- از وضعیت استاتوس منصوره متوجه شدم مادرش فوت کرده؛ بسیار متاثر شدم وبه بستگان هم اطلاع دادم وبه خاله هم زنگ زدم ضمن تسلیت ؛ گِله کردم که به ما اطلاع نداده بودید- طاووس برای شکایت از اداره کل کار شناسه ملی اداره یادشده را میخواست پیدا کردم وبرایش فرستادم خیلی خوشحال شد وقرار شد فردا برود انجام دهد- زارع هم اطلاع داد در بیمارستان بستری شده برای تنفس واختلال آن؛ آرزوی شفای عاجل دارم- امید هم گفت کار جدیدی را پیدا کرده وسرکار رفته؛ آرزوی موفقیت ودل آرامی برایش دارم.