به نام خدا
یاسان هدیه هایی فرستاد برایمان دوستش آمده بود وتشکر کردم از لطف او- ساکی برای خواهر زاده اش مشورت کرد که گفتم بعید است بشود در این مرحله نتیجه ای بدهند- حاذقی آمد سیم کارت را به او دادم وقرار شد که قسطی پرداخت کند دلم نمی آمد جای دیگری بفروشم وامیدوارم بتوانم مجددا تهیه وبخرم، در این شرایط راه دیگری نبود- با احمد وعمران وآمین رفتیم هایپر خرید آخر شب وخوب بود واحمد هم پولی دستش بود به من داد امانت تا کار کنم- دارایی زنگ زدم همچنان نامه امضا نشده بود هنوز-با دکتر حسین مشورت کردم برای موضوعی که قرار شد دنبال کند-یکی از دوستان دیگر هم مشورت داشت که راهنمایی کردم- شنیدم کسی ادعای نایبی امام زمان کرده واز زنان کلاهبرداری کرده در گناباد که دستگیر شده عجیب بود واقعا، از چند نفر سوال کردم اطلاع دقیق نداشتند از کم وکیف آن- خسرو احوال پرسی و بیشتر دنبال این بود ناعم سری به او بزند عیادت- به همسر دوستم که پیگیر یک سارق بود که سر آنها کلاه گذاشته راهنمایی کردم-سهام از خیانت در امانت یکی از بستگانشان گفت که گفت پیش از این من پیش بینی کرده بودم ولی خودم دقیق یادم نیست ومشورت کرد- یکی از دوستان دیگر هم مشورتی در مورد وکالت داشت- زینت ومادرش از روند پرونده گفتند که ضارب را هم شناسایی کرده اند وقرار شد دادسرای نظامی شکایت کنند- با شاهین در مورد کار یکی از دوستان در مورد سیم کارت مشورت کردم- گودرزی تماس واحوال وکمی گپ زدیم خوشحال شدیم- امید هم ماموریت رفته رشت از محل کارش، از شغل خودش راضی است شکر خدا، برای پرونده محسن هم گفت وقت نکرده اجراییه را پیگیری کند- پیگیر استفتای منظم شدم که گفتند هنوز پاسخ نداده اند یکی از مراجع- تامین اجتماعی زنگ‌زدم برای نامه امین که رسیده وبه کارشناس ارجاع شده بود- حسین در مورد مستاجرش گفت که با اشتباه وکیلش گزارش اصلاحی تنظیم و مجددا درگیر شده است وخراب کرده وکیل- حسن تماس وگفت وکیل گرفته وقراردادهای وکالت را هم برادرش فرستاد-حسین در مورد خانه سازمانی برای دامادش مشورت کرد- تولد فاضلی را تبریک گفتم خیلی خوشحال شد.