به نام خدا
بمباران شبانه در جنوب کشور وشهرهای آن وتخریب پل هایی که ارتباطات را مختل وشهروندان عزیزی هم به شهادت رسیدند بسیار متاثرم کرد، تلفنی با مادرم وخانواده هم صحبت واحوال پرسی کردم- پس از چند روز واتس اپ من مجددا راه اندازی شد، تا باز ببینم باز دوباره محدود میشود؟ عجیب است واقعا وعلت ناشناخته-با آمین وخانواده برای خرید رفتیم وخودش هم کفش وصندل ودمپایی میخواست خرید خوشحال شد- احمد تماس و مشورت هایی مالی داشت ودر مورد کار خودش هم امین گفت چون حقوق پایین بوده خارج شده وبرای پرونده اش و اظهارنامه هایی که نتیجه نگرفته مشورت کرد وقرار شد مجددا تاکید وبه مقامات قضایی ونظارتی هم گزارش دهد- با شهرام وایمان وایران و احسان جداگانه احوال پرسی و آمین هم صحبت کرد که خوشحال شدیم- خانم مالی از داستان جدید وعجیب و غریبی این بار برای دنیا گفت، متاثر شدم- حسن تماس و با عمران وروستا وعلیان هم کنفرانسی صحبت کرد، روستا هم عکس هایی از خودش با لباس نظامی و بسیجی فرستاد که امیدوارم غیر واقع نباشد وکار دست خودش بدهد- رضا هم احوال پرسی ودر مورد کارها وشرکت مشورت کرد- احوال پرس احسان شدم گفت کمی بی حوصله است نگرانش شدم- حمیدی مشورت کرد ومن هم مشورتی داشتم که راهنمایی کردند- الیاس هم مشورتی داشت که با دوستان آگاه مشورت کردم- ربیعی از نتیجه کارهایش گفت- با شکوه در مورد پرونده اجراییه دختر تبرایی مشورت کردم.