جنوب زخم خورده
به نام خدا
بمباران شدید در اهواز نگرانم کرد و در بمپور شهادت سربازان در آسایشگاه خود سخت متاثرم کرد، به دوستان وعزیزانی که میشناختم پیامک دادم واحوال پرسی کردم- تلفنی به آرمین زنگ زدم مشغول بازی دیدن فوتبال جام جهانی بود وبا علیرضا هم جداگانه صحبت کردم و مادرم وخواهرها هم- الیاس با پسرش آمد سری زد واز کارهای امروزش گفت واز گرما کلافه هم بود در مسیر وتلفنی حال خسرو راهم پرسید که جواب داد و کمی درد داشت- دختر تبرایی تماس ومشورت داشت در مورد مشکل برای زمینی که پس از سالها اجراییه صادر شده- با احمد احوال پرسی کردم واز کارهایش واحتمال جابجایی اش گفت- تامین اجتماعی برای نامه امین تماس گرفتم که قرار شد شنبه دنبال کنم- استاد محسن تماس ومشورتی برای صدور اجراییه داشت برای چکی که برای تخلیه صادر کرده- دختر دوستم که وکیل است مشورت داشت برای شکایت انتظامی که از او شده- بازرسی کل کشور نسبت به گزارش تامین اجتماعی نوشته سو نیت احراز نشد آنهم بدون بررسی واخذ توضیح از آن سازمان جالب بود، صرف نظراز نتیجه اعتراض نوشتم تا شاید کمی توجه شود!- اجرای احکام در پرونده ای که شکایت کرده ام از محمد ودیگری برای افترا دیدم احضاریه فرستاده برای اجرای حکم برای آنها باید دید چه خواهد شد؟- بهروز همسایه مان گفت وسایل دخترش را که برده بودند پلیس اعاده کرده اما مدارک او وپسرش را هنوز نداده اند- صبری پس از مدتی تماس واحوال پرسی کرد.