به نام خدا

امروز مناطقی در کشور بمباران شد و بازتهدیدهایی که جنگ ادامه وگسترده تر خواهد شد وموجی از نگرانی ایجاد کرده است وامیدوارم حل شود این غم بزرگ و نگرانی واندوه که با جبران خسارت های بزرگ هم ممکن نیست - رفتم دادگاه وپرونده در دادگاه تجدید نظر تعیین شعبه شده بود اما فیزیک پرونده به شعبه هنوز نرسیده بود؛ به شکات و مطلعین دیگر هم اطلاع دادم که اگر خواستند دنبال کنند و وکیل همسرم نیز یک لایحه تکمیلی به دادگاه فرستاد و خواستار توجه قضات رسیدگی کننده شد-آمین با خاله اش آرایشگاه رفته بود همان حوالی و تشکر کردم از لطف او-الیاس آمد سری زد خبر نداشتم آمده و مشورتی هم داشت که راهنمایی کردم وبایکی از دوستان مشترک هم مشورت تکمیلی کرد- حسن تماس و با حق روستا و وکیل خودش هم کنفرانسی صحبت کرد و عمران هم- حسین هم تلفنی از پرونده پرسید و نگرانی هایش- خسرو پس از چند روز تماس گرفت؛ پاسخ پیام هاو تلفن را هم نداده بود و حالش کمی بهتر بود شکر خدا اما گفت درد دارد- شیرگیر و زمانی هم جداگانه احوال پرسی کردند- با حمیدی مشورت کردم برای پرونده-یکی از دوستانم هم اطلاع داد اربعین عتبات عالیات میرود؛ پارسال رفته بود با خواهرش واز آنها سرقت کرده بودند ویکی از دوستانم خودش را به آنها رساند و کمک کرد- واتس اپ من که محدود شده بود باز با اعتراض باز شد ولی بلافاصله تا پیامک فعال سازی آمد وفعال شد در کمتر از یک دقیقه محدودیت برقرار شد عجیب است که دوباره اعتراض نوشتم تا بررسی شود- قائم مقام گفت دوستشان را که خبری نداشتند از وی و من پیدا کردم تماس گرفته و مشورت کرد برای کارهای قضایی و گفت هرشب در نماز مغرب مرا دعا میکند- سینا از اوضاع واحوال روحی گلایه کرد وحق دارد و درک میکنم.