نبض امروز
به نام خدا
تولد خسرو را به او پیام دادم و به دوستان مشترک و خانواده اطلاع دادم واز او خبری نبود و با دکتر وی تماس گرفتم گفت با تاخیر آمده وبستری شده وباید عمل اصلی انجام شود واگر شد فردا بروم دیدن او وآرزوی شفای عاجل دارم- امروز روز جالبی بود از جهاتی واز افاضاتی از محسن مطلع شدم وباز مطالبی نوشته بود که تصمیم داشتم از وی شکایت کنم تا آنها را اثبات کند اما با مشورت بیشتر فعلا تامل کردم تا ادامه دهد ومرا سرگرم نکند بخصوص استدلال های جالبی داشت که ناشی از عدم اطلاع به پرونده است وحسین اطلاع داد صندوق اصفهان باز خواستار بستن پرونده است در اصفهان که چون امکان داشت بازپرس اطلاع دقیقی نداشته باشد لایحه ای مستند فرستاد واز طرفی وکیل او نیز از لایحه وکلای صندوق در پرونده دیگری خبر داد که باید خودش در دادگاه پاسخ دهد هرچند در این مورد با چندین نفر از خبرگان حقوق مشورت کردم اما نظر ایشان همچنان همان است وان شاالله که موفق اند- یکی از دوستان هم تلفنی از پیگیری کارهایش گفت وامیدوار است- افشین آرایشگر از سرقت منزل یکی از بستگان خودش گفت که چهره ها کامل واضح بود وبرای تشخیص هویت رفته- الیاس گفت شاید فردا بیاید برای پیگیری کارهایش، سوالی هم برای یکی از دوستانش داشت سیستمی سوال کردم وپاسخ بلافاصله آمد ومنفی بود برای نحوه شرکت در دانشگاه بدون کنکور- قرار شد سری به مهندس بهروز بزنم که دیر پیام را دیدم به بعد موکول کردم- عموغلام احوال پرس عمو رحمان شد که خبر دقیقی نداشتم و گفتم از رضا پیگیرم- داماد حسین اطلاع داد میخواهد برای پیگیری کارهایش بیاید که گفتم قدمشان روی چشم- از منصوری سوال کردم نتیجه کار مولایی چه شد؟ که گفت خوشبختانه حل شده- نگار برای انتقال درون استانی مشورت کرد که من اطلاعاتی نداشتم- فیلم وکلیپی از شهدای اوین در سالگردشان در محل ساختمان اداری بسیار متاثرم کرد- زینب و دوستش جداگانه سوالاتی قضایی داشتند پاسخ دادم.