به نام خدا

در شب شام غریبان حسینی آرزوی قبولی طاعات وعبادات وحاجت روایی همگان را دارم- الیاس خواست سری به مخمل بزند برای عیادت و با رستم هم صحبت کرد و هماهنگی که نشد و همسرم هم پیام داد که راضی به زحمت نیست، خودم هم حدس میزدم وبه الیاس گفتم و تلفنی هم در این ارتباط با سوسی صحبت کردم وبعد با طوبی- عمران از تشدید بیماری همسرش گفت که آرزوی شفای عاجل برای آن بانوی محترم وصبوری برای وی دارم؛ حیدری هم مشابه همین را گفت برای همسر محترمش- محمود اطلاع داد عمویش فوت کرده که تسلیت گفتم وشنبه مراسم فاتحه است که ان شاالله بتوانم بروم- حسین و عظیمی وجعفرزاده هم جداگانه احوال پرسی کردند که تشکر کردم- به رویا نوشتم اگر آمین را دادند نگه دارند یا... مسئولیت قبول نکنند که بزرگوارانه چشم گفتند؛ این روزها در جریان موارد نیستم وطبق معمول به نظاره نشسته ام وچند بار هم که تماس گرفتم با شهره در دسترس نبود- عبدالرضا پسر مرحوم حاج مهدی، اخبار مراسم شهادت عمویش در حسینیه شهدا در محل را فرستاد که با حضور مقامات واستاندار بوده- چند پیامک سرعت غیرمجاز ماشین آمد که فروخته بودیم برای ابوذرفرستادم گفت خلافی را تسویه میکند- زلزله ای بسیار شدید در ونزوولا آمده که موجب خسارت های شدید جانی ومالی شده؛ مانند زلزله رودبار در سال ۱۳۶۹ موقع بازی های جام جهانی والان هم تکرار شده- مستند بمباران اوین را در کانال تلگرامی بی بی سی دیدم و افسوس خوردم وبرای دوستان هم فرستادم.