شب عاشورای حسینی
به نام خدا
شیرگیر پیام داد که هیات میرود وخواست شب بروم آنجا وقول ندادم و عصر یکی از دوستان دیگر هم تماس گرفت وخواست بروم آنجا، البته از این همزمانی تعجب کردم آن هم یک مکان که مشخص شد دیشب اتفاقی همدیگر را دیده اند، شب رفتم که من رسیدم زیاد شلوغ نبود اما بعدا بسیار شلوغ شد وجوانان با شور عزاداری میکردند ساعاتی ماندم وعزاداری و بعد برگشتم غذای نذری هم دادند که ان شاالله حاجت روا باشند، حس خوبی داشتم ویکی از دوستان مشترک دیگر را هم آنجا دیدم که بانی بود- امروز هم سالگرد مسعود است که ظهر تاسوعا فوت کرد؛ تجسم اخلاق کامل وبا او آن شد که نباید میشد وآرزوی آرامش ابدی برایش دارم وهمه کسانی که او را میشناختند و همسایگان از خوبی های او میگفتند که تا لحظه مرگ تدریس را رها نکرد وچند نسل را درس داد وبهروز هم گفت سالروز پدرش هست همسایه قدیمی مان که انگار دیروز بود با غلام پسرش رفتند کسی را که غرق شده بود پیدا کنند که خودش هم غرق شد، روحش شاد و سالگرد مرحوم سید محمد هم هست که روحش شاد ان شاالله وهمچنین سالگرد زن عمو هم هست که ان شالله در آرامش ابدی باشد، پیام به بستگان وهمسایگان هم دادم- بازهم امروز واتس اپ من قفل شد که اعتراض نوشتم و احتمالا تا فردا باز میشود، این چندمین بار است که تکرار میشود- یکی از دوستان هم زنگ زد ودعوت کرد برای هفته بعد بریم شمال که تشکرکردم از لطف او واطلاع داد محمد جعفر در حرم حضرت علی نجف است که من دقت نکرده بودم و فکر کردم مشهد است- حسین تلفنی از مشکلات برادر همسرش گفت مجددا- با خواهرم در مورد اجاره بها وهزینه ها وفروش احتمالی سیم کارت گفتم ومشورت کردم- خانم مالی احوال پرسی واز بی توجهی وکیلی که گرفته گفت- منظم اطلاع داد مشکلات وی حل شده و در مورد پرونده مشورت کردیم- محمودی هم تلفنی احوال پرسی کرد و از کارهایش گفت و خواسته بود چندبار دیدار کنیم که میسر نشده- فروردین پس از مدتی تماس وگفت استعلام کرده اند و نامه اش را تایید نکرده اند وگفته اند محکوم میشود- به ملکوتی پیام دادم وتولدش را تبریک گفتم وبه دوستان مشترک هم اطلاع دادم.