روایت های حس های امروز من
به نام خدا
تولد بهمنی و مولایی را جداگانه تبریک گفتم، هردو بسیار خوشحال شدند که یادم بوده وپیام داده ام- دادگاه رفتم مدتی به انتظار نشستم تا کارهای قضایی و محاکمه ایشان پایان یافت واجمالی از روند پرونده در این مقطع را گفتم ولی فرمودند دستور تعیین وقت داده اند وبه اعتراضات شکات برای منع تعقیب سایرین هم در همان جلسه اتخاذ تصمیم میکنند، در این خصوص با وکلا و دوستان و شکات دیگر صحبت کردم وباید دید چه زمانی ابلاغیه خواهد آمد که همفکری بیشتری کرد، بعد دادسرای کارکنان رفتم و با بازپرس برای پرونده دیگر مفتوحه این اشخاص صحبت کردم که به لحاظ دوران جنگ و وضعیت دادسرا معطل مانده بود وامیدوارم زودتر رسیدگی شود و با یکی از مسئولان دادسرا هم صحبت کردم و تقاضای تسریع در رسیدگی کردم که امیدوارم توجه شود- خانمی که در دادسرا دیده بودم ومدتی پیش تماس واز اختلاف با وکیل خود گفته بودو دیگر خبری از او نشده بود تماس وباز اینها را گفت و من متعجبم چرا اینگونه عمل کرده وحداقل با من مشورت نکرده؟ والان کمک میخواهد که اصلا صلاح نیست در موضوعی که به من مرتبط نیست دخالت کنم- میرزا آقایی از پرونده اش گفت که هنوز در تجدید نظر رسیدگی نشده چیزی مانند پرونده ما هست- حسین دوست جوانم گفت هنوز عمان است ودرپی توسعه شعبه اش بود که آرزوی برکات برایش دارم- مجید دوست جوانم نیز از تشکیل جلسه حل اختلاف برای فردا گفت- در مورد داروغه مطلبی در خاطرات و کتاب ها خوانده بودم که یادم نیست چه سالی وکجا بود؟ به او گفتم وقرار شد بررسی کنم به او بگویم و پیگیری کرد- سروش اطلاع داد باز هم پیامک فعال شدن اینترنت پرو برایش رفته واقعا جالب است- سهیلا مشورت برای سام داشت وکمی آشنایی و خواستار تحقیق بود که صلاح ندیدم دخالت کنم- حسین تماس واز روند بیماری اش گفت وبرای دادگاه مشورت کرد- لطفی برای استفتای شرعی از مراجع که فرستاده مشورت کرد- صفر زاده احوال پرسی کرد که تشکر کردم از لطف او وخوبی هایش را فراموش نمی کنم- آرش از دادگاه پسر عمه اش گفت- ربیعی از پیگیری هایش برای کارهای بانکی گفت- از امین و مومنی قیمت یک تیکه طلای آب شده که سال ۱۴۰۱خریدم والان را پرسیدم از این میزان واقعا انسان شگفت زده میشود! این همه تفاوت در کمتر از ۴ سال- جداگانه با برادرم و ملکوتی تماس واحوال پرسی کردم وخوشحال شدیم- فاضلی هم تماس واحوال پرسی کرد تشکر کردم از توجهش- مرادی سند سهمی را که پدرش به نام او کرده فرستاد.