جمعه سلامتی
به نام خدا
با ترخیص پدرم از بیمارستان با پسرم آخر شب حرکت کردیم و دم ظهر رسیدم ودر راه هم کمی استراحت کردیم کنار جاده که کمی طولانی تر شد فاصله زمانی سفر- صبری و همسرش تماس وبرای درخواست تظلم خواهی شان به دادستان مشورت کردند- برای ملکی خرمای محلی خریده بودم برایش فرستادم که خواسته بود- احوال زارعی را پرسیدم و گفت از یکشنبه به کار جدیدش منتقل میشود- مژده همسایه مان احوال پرسی کرد واز قول مادر محترمش هم جویای احوال شد- عمران صحبت وبرای کارهای فردا مشورت کرد- سروش گفت با مادر بزرگ صحبت کرده وجویای حال آقا شده- کفولی هم برای کار جدید و آزمون آن مشورت کرد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۳ ساعت 20:33 توسط م - موسوی
|