شب پانزدهم پاییز
به نام خدا
ایران بازپرسی رفته بود واز توضیحاتی که داده و مطالب آن گفت؛ در میان مطالب او مطلبی گفت که نمیدانستم باید بخندم یا گریه کنم؟ باورم نشد؛ ایران خواسته بوده واسطه شود و حَکَم که محسن بیاید با من صحبت کند و خودش که بارها گفته ام بیایند حساب وکتاب کنند بررسی کنند و تا این جا میدانستم که گفته بوده من اورا نگیرم!!! بعنوان شاکی و او هم نزد پدرش وساطت کند او مرا نگیرد!!! به چه عنوانی لابد در خیال!! که گفتم مذاکره خصوصی با کسی ندارم باید شهود باشند و هرکس هم میتواند ادعایی علیه من بکند و حق هم دارد وهرجا خواست من مراجعه میکنم اما برایم تازگی داشت که گفته استخاره کرده و خیلی بد آمده بیاید مذاکره کند زیرا من آدم فریبکاری هستم!!! خیلی برایم جالب بود این افکار- امروز هم شنیدم استعلامات و پیگیری های قضایی ای شده که طبق معمول از نوشتن آن معذورم بخاطر محرمانه بودن فرایند تحقیقات- یکی از نزدیکان یک نفر که احضار شده با پسرم تماس گرفت و سپس به من زنگ زد و سوال کرد که قضیه چیست؟ گفتم شکایت های من اصلا معطوف به یک شخص خاص آنهم اشخاصی که اصلا من نمیشناسم نیست هرکس که موثر در این شرکت های کاغذی وصوری است و باعث کلاهبرداری از من شده مجرم است البته از نظر من ولی احراز آن با قوه قضاییه است ومن تابع قانون؛ بدیهی است که تحقیق میشود وچه بسا بسیاری در همین ابتدای تحقیقات مشخص میشود خود فریب دیگران را خورده اند و مورد تعقیب واقع نمیشوند؛ خودم هم امروز اظهارنامه ای رسمی برای فرید فرستادم که اگر بازرسی شرکت ها را قبول دارد که هیچ واگر ندارد واصولا ایران نیست اقدام قانونی کند ومن به عنوان شاکی بیش از این وظیفه ای ندارم و رونوشت هم به مقام رسیدگی کننده به پرونده دادم؛ بیشتر خواستم رسمیت دهم به پیام هایی که پیش از این از طریق همسرم و امین و برادرش و ایران داده بودم وسند باشد- امروز در سامانه قضایی دیدم یک چک دیگر از این شرکت ها هم برایش اجراییه صادرشده و طبعاً ده روز پس از ابلاغ فرصت دارند یا رضایت مرا اخذ یا اقدامات قانونی دیگر کنند وبعد نوبت پیگیری های بعدی من میرسد- حاذقی مشورت دیگری برای کارهای خودش داشت که در حدی که میدانستم مشورت وپاسخ دادم- زیبایی اطلاع داد هدیه ای برای من پست کرده و تشکر کردم ولی به کجا فرستاده نگفت- برای پیگیری شکایت خودم از محمد-که هنوز هم اعتقاد دارم به او اطلاعات دقیقی از قضایا داده نشده و تحت تاثیر جو عمل کرده- به ضابط رسیدگی کننده رفتم که گفته بودند پرونده تکمیل شده اما آخر وقت بود وافسر مربوطه نبود تا فرصت دیگری اما به همکار محترمشان پاسخ هایی از استعلامات را تحویل دادم- برای پیگیری سفارش علی پسر نوری هم در مسیرم رفتم به جایی که مشکلشان آنجا بود و کپی نامه را گرفتم وبرایش فرستادم- جعفر همسایه مان هم گفت برای شکایتش نزد دادیار رفته و توضیحات داده است تا رسیدگی شود- پیگیری نامه احمد را هم کردم که اصلا نرسیده بود و سوابق را برایشان فاکس کردم تا در روند بررسی واقدام واقع شود- اژدری هم از افتتاح رستوران خودشان خبر داد که آرزوی برکات بیشتر برایشان دارم- مادر الی هم تصویری تماس ودر مراسم نامزدی الی بود که خوشبختی وسعادت برایش آرزو دارم- مولایی هم برای فروش ماشین خودش که در معرض فروش گذاشته اطلاع داد که به پول آن احتیاج دارد.