به نام خدا
روز فراجا را به کسانی که میشناختم و نمیشناختم ولی شماره ای از آنها داشتم اعم از شاغل و بازنشسته تبریک وخدا قوت گفتم؛ بازتاب ها بسیار خوب بود حتما از حق شناسی و خدا قوت یک شهروند خوشحال میشدند و شدند- سروش عکسی قدیمی از آقا و عموها دیده بود برای طرح هایش که ذوق زده شده بود وپدرش به او داده بود و خواست اگر عکس های دیگری دارم برایش بفرستم- حسن تماس وخواست برایش روند پرونده هایش را چک کنم و تغییری نداشت و گفت یک شاکی او میخواهد رضایت دهد وامیدوارم حل شود- صبری تماس و طبق معمول شوخی و مسخره بازی در می آورد وکنفرانسی هم با حق روستا صحبت کرد واحوال پرسی- یکی از دوستان که برایش پیامک تبریک روز فراجا فرستاده بودم لطف کرد زنگ زد و احوال پرسی و عازم عتبات عالیات بود التماس دعای خاص دارم از او- حسین طبق معمول احوال پرسی وروند شکایت ها را پیگیری کرد و امینی هم جداگانه احوال پرسی و روند ها را مشورت و مشورت های خوبی داد- شهرام تماس گرفت و برای تولد پسرش دعوت کرد و حال نداشتم بروم وعذرخواهی کردم واز ادب و احترام او بسیار تشکرکردم- ملکه تماس واحوال پرسی کرد پس از مدتها و بسیار ممنونم از او- دو نفر از کسانی که در این فرایند هم هستند در خصوص موضوعات خودشان مشورت کردند و توصیه کردم با وکلای مورد اعتماد خودشان مشورت کنند بهتر است- سینا نزد دکتر رفته بود ومشورت کرده بود و بنا شد با دکتر هم خودم مشورت بیشتری کنم - عربی اطلاع داد پیگیری هایش فعلا خوشبختانه به نتیجه رسیده و حل شده خیلی خوشحال شدم- تولد یکی از دوستان را از دایی اش که به اشتراک گذاشته بود مطلع شدم و تبریک گفتم؛ خوشحال شد- در دادسرا افسر رسیدگی کننده به پرونده شکایت من از محمد برای مطالبی که در فضای مجازی منتشر کرده بود را دیدم و گفت چرا نیامدی پرونده را ببری؟ تکمیل شده است تحقیقات؛ اصلا یادم رفته بود شکایت من از او را دادستان به معاونت اطلاعات جنایی فرستاده بود تا تحقیق ومستند سازی شود؛ باید وقت کنم و بروم پرونده را اگر به من دادند یا فرستادند دنبال کنم ونزد دادستان ببرم تا در صورت صلاحدید به بازپرس ارجاع کند البته مطالب دیگری هم بعد از آن شکایت در فضای مجازی منتشر و استمرار داده که عکس گرفته بودم باید به شکایت خود اضافه کنم- تصویری با شایسته و خواهرم و آرمین صحبت کردم ودر مورد امید هم دنبال کردند واز برنامه های خود وخانواده گفتند- دیشب هم نگار پیام داده بود برای کارهایی که من برایش پیگیری کردم و وسط تبادل گفتگو با من از خستگی خوابم برده بود و او فکر کرده بود من ناراحت شده ام و چندین بار با من تماس گرفته بود که خواب بودم و صبح پیام دادم وعذرخواهی کردم- آخر شب چند ساعت به ادامه مطالعه اندیشه پویا گذشت؛ مطالب پرونده عباس کیارستمی جالب بود خیلی.