به نام خدا
روز معلم را که فردا هست به معلمان واساتیدی که میشناختم پیامک زده و تبریک وخدا قوت گفتم-آرمان از عینک آفتابی که برایش خریدم کم وبیش خوشش آمد -حسن تماس واز تماس گرفتن از سوی دفتر رهبری برای پیگیری توبه اش به مادرش گفت که گفته اند شاکی رضایت و به حد شرعی شلاق محکوم شده و از اعدام نجات یافته؛ جالب بود این پیگیری- خانم مالی هم تلفنی از بسته شدن کدملی علی گفت که دنبال راهی برای حل آن بود که ظاهرا تحت تعقیب قضایی است- ملکی از هماهنگی با دکتر برای عمل خود گفت- دکتر سعید نسخه نوشت و برای آزمایشات با آزمایشگاه هماهنگ کردم صبح بیایند انجام دهند- امینی تلفنی از کارها وپیگیری هایش برای شکایت خود از قضات گفت وعدم تمدید مرخصی و همچنین آیا اتاق آنها تعمیر شده یا نه؟!!- تلفنی علاوه بر پیامک دیشب تولد زمانی را تبریک گفتم و کنفرانسی هم با حسن صحبت کرد- حسین از کارهای خودش گفت واینکه میخواهد بزودی برای درمان بیاید- به شعبه بانک رفتم برای دریافت لاشه چک های وصول نشده ومتاثر شدم و فعلا راهی جز صبر ندارم وامیدوارم مشکلات صادر کننده چک ها هم حل شود- همسرم گفت برای خودش وخواهرش اخطار از ایران کارت آمده فعالیت صحیح تراکنش ندارند؛ به خودش گفتم توضیح دهد که تا سقف معین از مجموع کارت های خود وخواهر و دیگران خرید میکند ولی خودم هم برای مدیر شرکت پیامی فرستادم که اگر این شیوه برخورد ناصواب با مشتریان باشد آمادگی داریم همه کارت ها را ببندیم! پاسخی البته تا آخر شب نداد- یکی از دوستان هم از تشکیل دادگاه برای خود گفت وتلاش هایش برای دفاع از اتهام انتسابی- عباس هم از ادامه پیگیری هایش گفت وشکایت هایش که من سر در نمی آورم- طاها خواست مرا ببیند که به بعد موکول کردم- سینا برای نتیجه پرونده خود گفت که گفتم تامل کند تا از طریقی دنبال شود- جلالی هم از تماس با کمش و سخنان او گفت.