به نام خدا
در آخرین ساعات سال قمری واولین دقایق سال جدید تصویری با پدرم صحبت کردم و کمی آرمین سروصدا میکرد وبهانه گیری که بعدا مجددا تماس وآن را ضبط کردم؛ برایش سلامتی و سعادت و طول عمر با عزت آرزو دارم-همسر ساجدی وبرادرشان برای خداحافظی آمدند وبرای پیگیری کارهایشان بنا شد برادرشان اقدام کند؛ آمین هم بود وبه ایشان هدیه راهی داد؛ برایشان سلامتی وعاقبت به خیری آرزو دارم- رویا آمد سری به مادرم زد وعیادت که امروز رفتند ویک چشم را عمل کرد؛ ابتدا کمی عوارض کمی داشت که تا آخر شب بهبودی خوشبختانه حاصل شد والتیام یافت وبنا شد فردا برود برای معاینه بعدی- بهزادی از خوبی ها و خوشی های واصله به زندگی اش گفت که خوشحال شدم وبا یک موتوری تصادف کرده که او مقصر بوده ولی هیچ مدارک وپولی نداشته که او هم رضایت داده با وجود هزینه سنگین خسارت که موجب سرزنش دیگران شده که گفتم کار بسیار خوبی کرده رضایت داده- ابوذر تلفنی ازخوابی که دیده بود گفت با آقای دکتر خاتمی که گفتم خیر است ان شاالله- لادن تماس واز پیگیری اش برای دخترش گفت که بنا شد به نماینده شهر دیگری مراجعه کند زیرا آدرس پسرش را داده بود- سوسی آمد با نیلوفر و تاکسی گرفتم که از ترمینال آمدند- با باستان مدیر سابق تعاونی تماس گرفتم و نشانه هایی برای پایان کار شهرداری برای شهرک داد که به لطفی وامینی گفتم وبعد تلفنی هم به حاذقی که دنبال کند واو هم از قطعی شدن قرار نظارت بازپرس برای خودش گفت؛ عجیب بود پیش از اعتراض- امیری بارها تلفنی با ناراحتی از پیگیری هایش گفت؛ واقعا متاثرم برایش- جمشید احوال پرسی کرد تشکر کردم از لطف او- آرش وپدرش برای ادامه کار کارشناسی مستاصل ونگران اند- صادقی برای نحوه سهمیه حج گفت برای ایثارگران که گفتم به بنیاد استان مراجعه کند وسوال کند بهتر است- تولد مسلم راتبریک گفتم خوشحال شد- مودب احوال پرسی کردم وبرای در مان بیلندی مشورت کرد وبنا شد بهزیستی هم کمک کند برای هزینه های سنگین آن- شکوه اطلاع داد پرونده سیم کارت توسط تجدیدنظر به دادگاه بدوی برای تکمیل ایرادات شکلی برگشت خورده که باید اصلاح وسپس اعاده شود.