این وسط سر داستان بی کلاه می ماند!
به نام خدا
شهرام بیمارستان رفت وسونوگرافی انجام شد وبا دکتر های متخصص مشورت کردم؛ همسرش و خانواده بشدت نگران بودند ودر نهایت جمع بندی این است که خدا را شکر موضوع حاد نیست وامید وارم با جراحی قضیه جمع شود؛ آرزوی شفای عاجل دارم- با دکتر حسین در مورد محمود صحبت ومشورت کردم- جلال برای همسر وپسرش که می آیند وبلیط هواپیما گیر نیاورده بود تماس وجالب اینکه نه هواپیما پیدا میشد ونه اتوبوس!! ولی قطار گیر آوردم وبرایش فرستادم- سروش برای مراسم کیارستمی گفت ومتاثر شده بود که نمی تواند بیاید وگفتم با اتوبوس بیاید که امتحان داشت- عمران بازهم نزد دوست کلاهبردارش برای مشورت حقوقی رفته بود واصرار دارد که نظرات او صحیح است به او چه بگویم؟ ماشین را دادم لطف کند برای تعمیر چون تخصص اوست واخطار هم برایش برای اقساط معوق آمده بود که باید تدبیری کند- خسرو آمد متاسفانه بازهم مشورت نکرد وبا زور گفت که حکم برایش آمده ومحکوم به حبس وجزای نقدی شده؛ ومستندات هم کاملا مشخص است پیامک ها!! فعلا مختصر برایش اعتراض نوشتم تا ببینم چه میشود وامیدوارم دادگاه تجدید نظر مجازات او را تبدیل کند ویا رضایت اخذ کند- عینک سازی رفتم تا با تخفیف های کارتم شیشه سفارش دهم وخوب بود؛ فریم را فیلی فرستاد که از این امکان استفاده کنم ؛ تشکر کردم- امیری تماس وتصویری با آمین صحبت کرد وعروسک نشانش میداد وچون سروصدا میکرد عروسک برای آمین جذاب بود- نسرین از اینکه استاتوس های من را یکی از همکارانش به اشتراک گذاشته تعجب کرده بود که گفتم من نمیشناسم از نزدیک ودوست مسعود است- محسن برای پیگیری وام خودش گفت- وکیل محترم لایحه ای برای ارسال به دادگاه تجدید نظرپدرم تهیه وبرای متن آن مشورت کرد که ویرایش وفرستاد وتشکر کردم- جعفری دوست جوانم نامه اش را بالاخره دفتر فرماندهی برد تحویل داد وامیدوارم که رسیدگی ومشکلش حل شود- شعبان زاده از پیگیری کار لطفی گفت که دنبال میکند وبه ایشان منتقل کردم- برای کار پدرم از شهرداری سوال کردم بالاخره شهرک پایان کار دارد یانه؟ امیدوارم که پاسخ دهند وحل مشکل شود- اشفعی برای اختلال در واتس آپ گفت وراهنمایی کردم- شب با قطع آنتن دهی مجدد آیفون ۱۴ مواجه شدم که ابتدا امید وبعد من که فعلا تا آخر شب حل شد تا بعد که ببینیم چه میشود؟.